قصه هایم برای تو...

روان شدن زندگی

/ بازدید : ۵۰

گِلِن گولد(Glenn Gould)دریک کتاب گفت وگوحکایت می کند که به گاه فراگرفتن یک پارتیسیون، چگونه بابه کارانداختن یک جاروبرقی درکنارپیانو، بهترین وجه هنر خویش رامی یابد: سروصدای دستگاه، چون دیواری میان دنیای خارج وتأمل او حائل می شود. سروصدا، سهم مضّرذهن رابه خودجذب می کند وجزتوجهی روشن به موسیقی روشن راباقی نمی گذارد:
زندگی هیچ گاه به قدرزمانی قدرتمندنمی شود که یکی ازراه های آن به رویش بسته می شود.آنگاه صاف وزلال ازرخنه ای که برایش باقی مانده روان می شود.

+Glenn Gould:نوازنده بزرگ پیانو(۱۹۳۲_۱۹۸۲)که اهل کانادابود.

|فرسودگی_کریستیان بوبن_ترجمه پرویزسیار|

۱ ۱

بی خبران حیرانند

/ بازدید : ۵۳

مَگَرَم چشم سیاه تو بیاموزد کار

ورنه مستوری ومستی همه کس نتوانند...

|حافظ|

۲

ساده های بزرگ

/ بازدید : ۳۲

من ربُّ النوعِ آرزوهای ساده ام...

۰ ۱

وقتی دل گیرم وتنها

/ بازدید : ۳۵
آشپزی کردن وکیک پختن انتظارکشیدن راآسان ترمی کند؛ قشنگ تر، شیرین تر...
۰ ۱

هزارقناری خاموش درگلوی من...

/ بازدید : ۳۲

این روزها وشبها که خطرزلزله را بیش ازپیش احساس می کنم، بیشترازهرچیزی فقط به دوستت دارم های مانده دردلم فکرمی کنم! به حرف هایی که می توانستم بزنم ودلگرم کنم امادریغ کردم. به هزارحرف نگفته ونهفته...

به"شیرجه های نرفته وکوفتگی های ناشی ازآن"

به اینکه چه دل هایی رامی توانستم روشن نگه دارم اما...

انگارکه آخرین هفته ی زندگی ام باشد وهیچ‌ کاری ازدستم برنیاید. انگارکه آخرین هفته ی زندگی ام باشدوتمام وکمال زندگی نکرده باشم.

حسرتِ همه ی حرفهای نگفته ی این بیست ودوسال رادارم،حسرتِ همه ی حرفهای نشنیده...

۰ ۱
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان