قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم.

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم.

قصه هایم برای تو...
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۱۰ مطلب در مهر ۱۳۹۶ ثبت شده است

اگربخواهم فقط یک چیزرانام ببرم که می تواند مراخلع سلاح کندواشکم رادربیاورد آن مهربانی خالصانه ی آدم هاست.

آدم های مهربان خدایان زمینی من هستند.

اگرمی توانستم دروصف هرکدامشان شعرمی نوشتم.

عارفه ...
۲۹ مهر ۹۶ ، ۱۱:۱۹ ۲ نظر
روزجمعه خودراچگونه گذراندید؟
۱_بامریم چیپس پنیردرست کردیم.
۲_نصف فیلم هندی که صدباردیدمش رادوباره دیدیم.
۳_بارِفیق درباره ی گذشته هاحرف زدیم ویک عالمه خندیدیم.
۴_دوستم برایم عکسی فرستادکه می توانم به سادگی برایش بمیرم...نزدیک ترین عکس به تصویرذهنی که ازنوروبرگ هاداشتم.
۶_کیکی که پختم خوب ازآب درآمد.
۷_این روزهامهربانی زیادمی بینم.مهربانی هایی که اشکم رادرمی آورد.
ودرآخرکه بایدیک چیزهایی رابرای خودم نگه دارم ولی کاش می شدامروزتمام نشود.
اصلاکاش می شدحال خوش امروزراپخش کرددرروزها وهفته هاوسال ها ی پیش رو
کاش می شدقابش گرفت چسباندجلوی چشم ها
کاش می شدکاشتش تا سبزشود.
کاش واقعا امروزتمام نشود.
عارفه ...
۲۸ مهر ۹۶ ، ۲۳:۱۸ ۱ نظر
دیشب بادوستم درموردبلال وکوه حرف می زدیم.
گفتم حالاکه کوه نمی شودبلال رابایدبخورم.
رفتم وآقای مهربان به من دوتابلال داد,مغلوب شدم.
دوستم لایوبرایم فرستادازبلال خریدنش,ازاین حس اشتراک گذاری اش خرسندم.
امشب بایدثبت میشدوگرنه من حسرتش رامی خوردم.
عارفه ...
۲۷ مهر ۹۶ ، ۲۳:۲۴ ۱ نظر

به شوق روی دوست دلم پرهای وهوست 

چه دراین پرده زدمطرب که دل شدبی قرار

عارفه ...
۲۷ مهر ۹۶ ، ۱۲:۳۲ ۲ نظر

کرمان صبحهاش بهاره،ظهراش تابستون،عصراش پاییزوشباش زمستون...

عارفه ...
۲۳ مهر ۹۶ ، ۱۳:۰۰ ۶ نظر