قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

۴ مطلب با موضوع «خرده جنایت های خانه داری» ثبت شده است

دیروزبرامون چیپس پنیردرست کرد.

می خواست سوسیس وقارچ خام بریزه توی ظرف که بالاخره بااصرارهای فراوان تونستم سوسیس هاروسرخ کنم.

درسته که خیلی خوشمزه بودحتی ازچیپس پنیری که امشب واسه برادرم درست کردم،ولی خوب خام؟

بهش میگم برای همینه باقربیچاره کلافه شده ازدستِ غذاهات!

میخنده!

خوب توکه مامانت تخم مرغم میپزه میتونی انگشتتوبخوری،چرابه مامانت نرفتی؟

توکه توهمه چی به مامانت رفتی توهمین یه زمینه بایدبه عمه هات میرفتی آخه؟

عارفه ...
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۰۴ ۱ نظر

فکرکنم آشپزیم چشم خورده...

شایدباورتون نشه ولی نزدیک یک ساعته دارم سیب زمینی سرخ میکنم.

هنوزبعضیاشون سرخ نشدن...

عجب وضعیتی شده ها...

عارفه ...
۱۱ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۵ ۱ نظر

همینجورکه داشتم بادست راستم آشپزخونه روجارومی کشیدم وبا موبایل که به دست چپم بود،آهنگ شهرآشوب هایده روگوش می کردم،

این بیت به ذهنم رسید:

یک دست جام باده ویک دست زلف یار     رقصی چنین میانه میدانم آرزوست 

فقط نمی دونم کدومش زلف یاره؟موبایل یادسته ی جاروبرقی؟

می بینین ازبی زلفی کارمون به کجاکشیده؟؟؟

عارفه ...
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۶ ۳ نظر

همین چنددقیقه پیش فرشته ی سمت راست شونم بهم پیشنهاددادکه پاشو یه خرده خونه روجمع وجورکن.به ناگاه فرشته ای که روی شونه ی چپم نشسته زدروشونم وگفت:بشین دخترم،حوصله داری؟

فعلا که نشستم....فرشته ی سمت راست شونمم داره غمگین نگام میکنه ولی خوب ازبس نجیبه هیچی نمیگه...

اون یکی هم بالبخندپیروزمندانه ای داره نگاش میکنه!

بیشتروقتاحرف فرشته ی سمت چپ شونم روگوش میدم..خوب خودمونیم پیشنهادهای بهتری میده....شماچطور؟

عارفه ...
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۵۶ ۷ نظر