قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

۱۱ مطلب با موضوع «بیت هایِ عزیز» ثبت شده است

اگرازکمندعشقت بروم،کجاگریزم
که خلاص بی توبندست وحیات بی توزندان...

+سعدی جان
عارفه ...
۱۹ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۱۸ ۱ نظر

یه وقتایی ماخودمون یه جاییم،ولی دلمون هزارجای دیگه....

درراستای همین موضوع شاعرمی فرماید:

هرگزحدیثِ حاضرِغایب شنیده ای  من درمیان جمع ودلم جای دیگراست

+سعدی جان


+لازمه بگم من عاشقِ سعدی هستم یاکاملامشهوده؟

عارفه ...
۱۶ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۲۶ ۳ نظر

اصلاهمین الان گوشی موبایلتونوبردارین وبه کسی که دوستش دارین پیام بدین:


درون مازتویک دم نمی شودخالی

کنون که شهرگرفتی روامدارخراب


+سعدی جان


حالادرسته که من ترسوام ونهایت ابرازعلاقم روتوی وبلاگ بیان می کنم ولی شمامثل من نباشین وبرای قلبتون یه کارشجاعانه انجام بدین.

اگه پسرین که بایدبگم دختراعاشق این بیت های عاشقانه ان,اگرهم دخترین که بایدبراتون دعاکنم طرفتون فرهنگ دوست باشه.

به هرحال دست به کارشین.

نگران بعدشم نباشن,خودم براتون بیت های عاشقانه میذارم تاهستم.

اگرهم فرستادین برای من بنویسین تاخوشحالم کنین..ممنونم.

ومن الله توفیق

عارفه ...
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۴ ۲ نظر

نه مراطاقت غربت،نه توراخاطرقربت     

دل نهادم به صبوری که جزاین چاره ندارم


+سعدی جان


مریم میگه فقط یه کرمانی میتونه این رودرست بخونه.

یعنی واقعا غین رو نمی تونین تلفظ کنین؟چطور؟من که هیچ وقت باورنکردم!

عارفه ...
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۲ ۴ نظر

دوست دارم برایش بفرستم:

غافلی ازحالِ دل 

ترسم که این ویرانه را

دیگران بی صاحب انگارندوتعمیرش کنند...

+صائب تبریزی

عارفه ...
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۲ ۲ نظر