قصه هایم برای تو...

دارم سخنی باتو و گفتن نتوانم

/ بازدید : ۳۷

چه خوشبخت اند آدم هایی که کسی دوستشان دارد. که کسی را دوست دارند. آدم هایی که می توانند محبت خود را عیان کنند. آن ها که مهربان اند. که می توانند بی وقفه بنویسند. آن ها که تک بیت های نابِ سعدی را می توانند برای کسی بفرستند. آن ها که عمیق ولطیف و دل نازک اند. آن ها که با کوچک ترین تلنگر اشک درچشمانشان حلقه می زند، که ازته دل می خندند. چه خوشبخت اند آدم هایی که می توانند کسی را محبوبِ من صدا بزنند. آن ها که شجاع اند. آن ها که کسی جایی منتظرشان است. آن ها که چراغ دل شان روشن است ودر انتهای اسمشان میم مالکیت می شنوند. چه سعادتمند آن ها که قلبشان گرم وسرخ است. 

دیشب وقتی به این مصرع ازشعر سعدی رسیدم که سروده بود: جان برافشانم اگر سعدی خویشم خوانی 

به این فکرکردم که محبوب من کاش بودی، نزدیک، تابرایت می فرستادم:جان برافشانم اگر عارفه خویشم خوانی

حالا اما خیلی دوری محبوبِ من، خیلی دور و دستم درهیچ کجای این جهان به تو نمی رسد.

۰ ۱۲
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان