قصه هایم برای تو...

یکم

/ بازدید : ۲۶
مامان این تابستان دائماً با تشویش،نگرانی،اضطراب و بیماری دست وپنجه نرم می کرد.حالا این روزها که نتیجه ی کارش را می بیند آرام تر است.حالا می تواند بی دغدغه آشپزی کند،بدون نیاز به ما رانندگی کند و صبح ها به مدرسه برود وهمه چیز رامدیریت کند.
بخاطر نفسِ راحتی  که مادرم می کشد،خوشحالی که این روزها درچشم هایش می بینم،بخاطر آسودگی و سلامتی اش خداراشکر
بابت آرامشش خداراشکر...
شکر
۲ ۷
مریــــ ـــــم
۲۲ شهریور ۲۳:۵۸
این تابستونم رو به پایانه
خوشحالم‌خاله  حالش خوبه
پاسخ :
منم خیلی خوشحالم
خداروشکر
خانوم میم
۲۳ شهریور ۰۲:۱۴
خداروشکر ک خوبن 
پاسخ :
شکرخدا:)
ممنونم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان