قصه هایم برای تو...

ستاره ای افتاد

/ بازدید : ۳۸

برام نوشته:

حیف تو

حیف تو که توی این دنیای الانی...


+همینقدر روشن

۳ ۵
مجنونِ لیلی
۱۶ شهریور ۲۳:۵۲
در زمان اشتباه در مکان درستیم :( 
پاسخ :
درزمان اشتباه ومکان اشتباه بنظرم...
مجنونِ لیلی
۱۷ شهریور ۰۰:۰۹
مکانمون اشتباه نیست دوست عزیز
هر آنچه برای خوشبختی و راحتی بخواهیم موجود ولی ... 
دنیا غیر از این باشه، باید بهش شک کنی که هنوز زنده ایم یا ... 
دنیا پر از غمه
پر از انسان هایی به ظاهر انسان 
پر از خطر
پر از اتفاق هایی که فکر میکنیم  این دل کوچیکمون نمیتونه تحمل کنه ولی قدرتش رو داره 
چه باید کرد؟ 
بهترین تلافی دنیا بی تفاوتی به سختی هاش و لذت بردن از هر نکته دلچسب کوچیکه  ( منم هنوز اینطور نیستم ولی سعی میکنم که باشم لااقل اواقت کمیش رو)

ولی الان که دارم اینا رو مینویسم یه بیت روی مخم رژه میره :

خنده برلب میزنم تاکس نداند رازمن...... ورنه این دنیاکه مادیدیم خندیدن نداشت 

ضمیر نا خود آگاه امه 
شاید حرف درستی بزنه ولی به حرفش گوش بدم کارم تمومه 
:( 


پاسخ :
مکان منظورم دنیا نیست.منظورم خاورمیانه است...
زندگی همینه...رنج ورنج ورنج 
ولی تو دل رنج ها هم لحظه های باشکوه وجود داره...
زندگی همینه وادامه داره...
ما جز زندگی چیزی نداریم.
مرتضا دِ
۱۷ شهریور ۱۳:۳۷
راست میگه
تو باید توی قرن هشتم هجری می بودی حداقل :|
پاسخ :
اینجوری که خیلی خوش به حالم بود:)
هم دوره ی حافظ و خواجو وشاه نعمت الله بودم.
چه سعادتی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان