قصه هایم برای تو...

بازجویم روزگاروصل خویش

/ بازدید : ۲۶

یه روزی،میم برایم پیام فرستاده بودکه:ازاین که این همه چهارجوب داری بدم میاد.همین یک جمله تمام من را تا همین یکی دوسال پیش به خوبی می توانست تعریف کند.جامع ومانع.اینکه من خط قرمز هایی داشتم که به هیچ وجه قصدگذشتن ازآن ها را نداشتم حتی اگربه قیمت ازدست دادن دوستانم می شد.حالا دیشب برای میم پیام فرستادم دوباره دوست دارم خط قرمزهایم راپررنگ ترکنم.آدم های چهارچوب دار،آدم هایی که خط قرمز دارندرا تحسین می کنم وحالابعدازگذشت یک سال بدون هیچ چهارچوبی زندگی کردن،دوباره دوست دارم به همان روزهای پاکیزه و درست برگردم.همان روزهای قاب گرفته ی قشنگ.حالا دوست دارم روزها وروزها فکرکنم وکارهایی که دوست ندارم را انجام ندهم وبا آدم هایی که دوست ندارم بیرون نروم واصلا خودم باشم.بیشتر وبیشتر ازهمیشه.دورشدن ازچیزی که هستم تمام انرژی ام را گرفت.مثل یک مهاجرت بیهوده،بایدبرگردم.این همه دوربودن خسته کننده است.این همه فاصله...

۵ ۸
مریــــ ـــــم
۱۲ مرداد ۱۳:۳۰
از طرف من میم ماچ کن
:)))
به شیرینی خودم خوندمش
پاسخ :
باشه حتما:)
ممنونم.
مریــــ ـــــم
۱۲ مرداد ۱۳:۳۱
ببین خواهشا همه ی اون چارچوبارو  دوباره از سر نگیر
افرین
پاسخ :
ببین سعی می کنم تاجایی پیش برم که دوباره میم همون جمله روتکرارکنه:)
مریــــ ـــــم
۱۲ مرداد ۱۳:۳۸
میم زر میزنه
زیاد به حرفاش توجه نکن
پاسخ :
میم هرچی بگه تاثیرخودشو می ذاره 
میم رودوست دارم چون
رعنا ب.
۱۲ مرداد ۱۴:۰۹
چارچوب داشتن خیلی خوبه، ولی گاهی سخت میشه آدم مرز درستی‌شونو درست متوجه بشه. باید چارچوب‌هایی سخت و در عین حال گاهی انعطاف پذیر داشت.
پاسخ :
می دونی رعنا 
من سعی کردم ازچهارچوب امنم بیرون بیام وترس هام روکناربذارم.
باانعطاف پذیریش موافقم.
ولی ازیه چیزهایی هم نمیشه گذشت
.. مــَـمــَّـد ..
۱۲ مرداد ۲۱:۴۱
کار خوبی میکنید..!
پاسخ :
فکرمی کنم بهترین کارممکنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان