قصه هایم برای تو...

که آشنا سخن آشنا...

/ بازدید : ۶۰

می دونی چی شده مریم؟
انگار که تازه فهمیدم زندگی همینه.همین قدر سخت وطاقت فرسا،اونقدرکه بعضی وقتا فکرمی کنم ممکنه فردا رونبینم ولی بازم صبح میشه،بازم بلندمیشم،بازم فراموش می کنم که چی شده وادامه میدم.انگارفهمیدم مهم ترین چیزی که دارم همین زندگیه وباید خوش بگذرونم چون سریع می گذره،بایدقدربدونم چون کوتاهه...
ولی تو زودتر فهمیدی،خیلی زودتر،توزودتر ازمن زندگی روشروع کردی واندازه ی تمام این مدت نگران من بودی که مبادا جوونی روهدربدم.
اصلاًتوهمیشه ازمن قوی تربودی،من که با کوچک ترین توهینی،باذره ای فقدان ازهم می پاشیدم وهنوزهم وتویی که تو اوج سختی ها وایسادی وگذاشتی ازت بگذره همه چی،تویی که طاقت اوردی وهنوزهم.من حتی توفوت دایی مهدی هم به توتکیه کردم.تویی که به دایی نزدیک تر ازمن بودی.تومستقل تربودی،بیشتر جنگیدی واسه زندگیت وبیشتردوسش داری.
من همیشه نگاهم به تو بوده حرف توبرام مهم بوده،نظرت،فکرت،بینشت وحالا این روزهایی که درپیش داری.می دونم که روزای سختی روداری میگذرونی هرچقدرهم که مسخرت کنم بازم می دونم ازشدت استرست کم نمیشه.
ولی می دونم که می دونی زندگی همینه مریم،که قراره بری تودلش،بجنگی باهاش،وشکستش بدی،مهم نیست که چی به دست میاری 
مهم اینه که تلاش خودت روکردی
می خوام بهت بگم اگرهم اتفاقی که می خوای نیفتی 
توقهرمانی 
به اندازه ی تمام این بیست وچندسال قهرمان زندگی سخت خودت بودی ونذاشتی هیچ کس بفهمه چی بهت گذشته.
توقهرمان من بودی
باخودت بودن،باهمیشه تلاش کردن،باجنگیدنت واسه آرزوهات...
باشجاعت بی حدومرزت
مریم من همیشه وهمه جانگاهم به توبوده،همیشه دلم به توگرم بوده
منی که تازه فهمیدم چقدرساده می شکنم،منی که روزای مهمی درپیش دارم،منی که توروتوتمام روزای سختم داشتم،توتمام روزای خوشم
حالاتواین روزاقلبم با تو ودعاهام پست سرته،حتی اگرخودم اونجا نباشم.
ومی خوام بدونی که ازهمین الان برنده ای 
نتیجه مهم نیست 
توداری اززندگیت به سخت ترین وجه ممکن لذت می بری،پس برنده ای.

+بابت آشفته نویسم من روببخش،می دونم که می دونی روزهای آشفته ای دارم ودل خوشم به این که می فهمی حرفهام رو،حتی اگرآشفته باشن.
۶ ۸
مریــــ ـــــم
۲۷ تیر ۰۸:۲۴

من این عکسو خیلی دوست دارم

این عکس بازمونده ی اون شبِ دوسداشتنی تیر ماه

هیچوقت فکرنمیکردم تصورت نسبت به من این شکلی باشه

حتی تصور خودم نسبت به خودم اینقد قشنگ نیست

تو روزای گذشته خیلی به حرفات فکرکردم

و خیلی میزان استرسم کم شده چون نگاهم تغییر کرد

با خوندن این پستت تو شروع روزم یه نیرو بهم دادی،یه قدرت

تو همیشه با حرفات با کلماتت مثل معجزه بودی برای من

عارفه امیدوارم این روزای آشفته سپری شن

و برسیم به جاهای خوب تر زندگی

اشمو در اوردی با این پستت دختر

پاسخ :
اون شب خوب ِ تیر:)
بیا تیرماه عروسی مونو بگیریم.نظرت؟
می گذره به چه سرعت ومن مطمئنم روزای خوبی درپیشه
اشمو؟متفاوته بااشک یعنی؟
:)خوشحالم
مریــــ ـــــم
۲۷ تیر ۰۹:۴۳
مسخره
:)))
عروس مونو؟
زن ممد؟
زن جواد؟؟
:دی
پاسخ :
:)
عروسی مونومنظورم بود دخترم
مریم من مطمئنم توازپسش برمیای
مریــــ ـــــم
۲۷ تیر ۱۰:۰۹
منم اشک منظورم بود
:/
وای عارفه
شبا خوابم نمیبره
یه حسی میگه میرم م ی ر ی ن م میام بیرون
:|
پاسخ :
این همه برات حرف زدم که فکرای خوب کنی.
من مطمئنم توخوشحال برمی گردی
مریــــ ـــــم
۲۷ تیر ۱۰:۱۷
انگار یه چیز خیلی دوره
که هیچوقت بهش نمیرسم
پاسخ :
به زودی ازش می گذری 
خوشحال وموفق
مرتضا دِ
۲۷ تیر ۱۱:۲۴


+ پس بگو! واسه این مزایای اخلاقیه که ازش خوشم میاد :|

مریم اردو رفته دلت براش تنگ شده؟ :)
پاسخ :
برای همین اخلاقیاته که من ازش خوشم میاد:)
اردونرفته 
ولی کلادلم براش تنگ میشه همیشه
محمد علیزاده
۳۱ تیر ۱۵:۵۲
تبریک شما جزء لیست برتار بیان شدید
پاسخ :
ممنونم.
چه خوب
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان