قصه هایم برای تو...

عمق فاجعه

/ بازدید : ۱۳

هوا ابری بود،میان ترم داشتم،هیچی بلدنبودم،دلگیربودم،راننده هم "شانه هایت رابرای گریه کردن دوست دارم" گوش میکرد.خداروشکرمقصدکوتاه بود،چون عینک آفتابی هم نمی تونستم بذارم.

۱ ۲
مریــــ ـــــم
۱۴ ارديبهشت ۱۲:۰۶
 این دوران هم کوتاهه عارفه
پاسخ :
متوجه نکته اش شدی یعنی؟
حالم خوبه مریم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان