قصه هایم برای تو...

سخت گرفتارم ومحتاج

/ بازدید : ۶۱

افتاده ام دردامِ مقایسه بی حدوحسابِ خودم بادیگران، هرروزخودم راباکسانی که میشناسم ونمی شناسم، کسانی که دراینستاگرام عکس هایشان رامیبینم، کسانی که ازدورمی شناسمشان، کسانی که هم سن وسالِ منندولی انگارصدسال ازمن جلوترند، که استقلال مالی دارند، که تنهازندگی می کنند، رابطه ی عاطفی مستحکمی دارند، کارخودشان راراه اندازی کرده اند، برای بیست سال بعدشان برنامه دارند، هزارهنرمی دانند وچندین وچندزبان، که مرتب به خودشان می رسند ورژیم می گیرندوورزش می کنند وآرایشگاه می روندوعکسِ سفرهایشان رامی گذارندو...هزارمثال می توانم برایتان بیاورم که درهرکدامشان خودم راباآن هامقایسه می کنم وهی به خودم می گویم دیدی چه شد؟ حالانزدیک صدسال ازهمه عقبی، توکه هنوززبانت کامل نیست، می نویسی ولی نه آنقدرخوب که به توجرات بدهدجایی نشرش دهی، توکه استقلال مالی نداری، هیچ برنامه ی مشخصی نداری، هیچ رابطه ی عاطفی مستحکمی  باکسی نداری واصلانمی توانی آن راایجادکنی، رشته ات رادوست نداری وحتی نمی دانی بایدچه کاره شوی وفقط وفقط رویامی بافی وهمین!

راستش اینقدراین دام مقایسه من راتنگ درآغوش خودش فشارمی دهدکه داردکم کم تمام چراغ های دلم راخاموش می کند. چندوقت پیش نوشته بودم بایدقصه ی خودم رابنویسم. حالاسررشته ی این قصه راگم کرده ام وسردرگمم وتاریک. کاش کسی به من می گفت: همین راهی که داری می روی درست است، ادامه بده، اماهربارکه حسرت دوران نوجوانی وانتخاب ها وتصمیم های اشتباهم رامی خورم همه تاییدمیکنند. هیچ کس حتی خودم راهی که دارم میروم راجدی نمیگیرد. انگارقراراست معجزه شود. کاش کسی ستاره ای درپاکت میگذاشت وبه سویم روانه می کرد. تاریکم.

۱۰ ۳
لیمو جیم
۱۵ فروردين ۱۱:۰۱
حسی که اینستاگرام به همه منتقل میکنه متاسفانه...یه عده فقط نیمه روشن زندگیشونو به نمایش میذارن
پاسخ :
وچقدربده 
کاش بتونیم خودمون روبسازیم درمقابل این هجمه لیمو
ار کیده
۱۵ فروردين ۱۱:۰۴
خیلی سخته... منم این شرایط رو بارها تجربه کردم... آخرین بار این تصمیم رو گرفتم:
۱. اینستا رو حذف کردم و دیگه هیچ وقت برنگشتم
۲. یه لیست از همه نارضایتی هایی که از خودم و زندگیم دارم، نوشتم
۳. اونایی که دست من بود، براشون ایده آل بلند مدت در نظر گرفتم، مثلا مسافرت کردن و ورزشکار بودن
۴. برای ایده ال هام، اهداف کوچک تر و قدم های ریز مشخص کردم، مثلا سفرهای کوتاه درون استانی، و ورزش هفتگی شنا
۵. برای این که ول نشه برنامه هام، ماهیانه توی یه دفتر گزارش کارهام رو مینویسم. گاهی بعصی تیترها رو حذف میکنم که مثلا کاربردی نبودن. گاهی هم چیزایی اضافه میکنم. 

میدونی، حتی اگه هنوز به اهدافم نرسیده باشم و خیلی ها ازم جلوتر باشن، مهم نیست. چون میدونم تو مسیرم و از این بابت راضیم از خودم :)
پاسخ :
میدونی ارکیده 
هی میام اینستاموحذف کنم بعدمیگم نه بذارباشم وتمرین کنم خودم رومقایسه نکنم.
خوشحالم که به این مقام رسیدی:)
جناب دچار
۱۵ فروردين ۱۱:۱۷
نگاه به گذشته از دریچه تقدیر
نگاه با آینده از دریچه تدبیر

شاید با این جمله بتونی استارت بزنی و روشن شی
پاسخ :
ممنون دچار
حتما تمام این هفته وهفته ی آینده بهش فکرمیکنم.
ولی آخه هروقت نقش منفعل خودم رودرگذشته نگاه می کنم ناراحت میشم
لیمو جیم
۱۵ فروردين ۱۱:۴۸
من دوساله که اینستاگرامم رو حذف کردم.میدونی در واقعیت به هیچ عنوان خودم رو با کسی مقایسه نمیکنم
اما اونجا فضاش متفاوت بود!! همه خوشگلتر از من بودن! همه ثروتمند و خوشبخت ! کلی پیج خرید وسوسه انگیز بود 
اهدافی ک من برای ده سال دیگه ام داشتم رو هرروز در دسترس یه عده چهل پنجاه ساله میدیدم اما حسی که بهم منتقل میشد ناخوداگاه بود.اصلا به سنشون , شرایطشون و ... دقت نمیکردم
یه حس غیرقابل اجتنابه.میدونی اگه به چیزهایی هم که دوست داری برسی و کلللی سرت شلوغ شه , باز هم فعالیتهای دیگه ای رو اونجا میبینی که شاید به خودی خود جذاب نباشن اما جذاب نشون داده میشن! و تو با خودت میگی چرا من نه! 
یه چرخه دایمیه که ربطی به شرایطت نداره 
تنها پیشنهادم بهت فاصله گرفتن از اون فضای سیاه هست
غرق دنیای واقعیت شو و برو دنبال افسانه شخصیت.در جریان که باشی وصال مهم نیست!حس خوشبختی به سراغت میاد 
:-*

پاسخ :
چقدرخوب گفتی لیمو!چقدر!
درجریان که باشی وصال مهم نیست
حس خوشبختی به سراغت میاد
آح لیموواقعاهمش همینه ها،من درواقعیت نه حس مقایسه دارم نه حسادت
ولی اونجاکه میدم انگارصدسال عقبم،انگارهرچی بدوم نمیرسم
لیمو جیم
۱۵ فروردين ۱۶:۰۱
از خودم بود :-D اینو زیرش بنویس سرقت ادبی نشه :-)))) 


پاسخ :
حواسم هست:)
مریــــ ـــــم
۱۵ فروردين ۲۱:۴۷
عارفه
خودت ستاره ای در پاکت خودت بذار و به سمت خودت هدایتش کن
همین
از یه جایی به بعد خودت باید تصمیم بگیری که چیکار کنی تا حالت خوب شه
تصمیم بگیری ترساتو کنار بذاری و عمل کنی
همین
سختیش همینقده
پاسخ :
مریم اینوپارسال یادگرفتم
ولی یه وقتایی ستاره ی آدما میتونه پرنورترعمل کنه
سعی نکن اینقدرمستقل شی که فکرکنی میتونی همه کارخودت انجام بدی 
بخشی ازحال خوب ماوابسته به روابط ودوستی های خوب ماست
مریــــ ـــــم
۱۵ فروردين ۲۳:۰۲
عارفه وقتی نمیتونم خودمو درگیر یه رابطه کنم
یا نمیتونم حداقل اونیو میخوام پیدا کنم مجبورم یا بهتر بگم محکومم به مستقل بودن
اگه یکی بود چه بهتر اگه نبود نمیتونم اجازه بدم منتظر بمونم
پاسخ :
من نگفتم منتظ بمون
اینوگفتم؟
بعدشم مگه فقط بایدواردرابطه بشی؟
رابطت بامن یامامان بابات رابطه نیستن؟
مریــــ ـــــم
۱۵ فروردين ۲۳:۲۶
نمیتونم با آدمای الان زندگیم درددل کن
باور کن نمیتونم
من وقتی با تو نمیتونم توقع داری با مامانم بتونم؟
پاسخ :
نمیخوای مادرمن 
نمیخوای
مریــــ ـــــم
۱۵ فروردين ۲۳:۳۴
یه نیروی درونی
یه حس غریبی منو منع میکنه از این کار
پاسخ :
افسانه نباف
نمیخوای حرف بزنی 
یه روزم منفجرمیشی
مریــــ ـــــم
۱۵ فروردين ۲۳:۴۱
نترس
نمیشم
عارفه همه ی آدما یه شکل حالشون خوب نمیشه.یه شکل آروم نمیشن و یه شکل راضی

پاسخ :
باشه.
هرچن قانع نمیشم ولی می پذیرم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان