قصه هایم برای تو...

هوای کوی تودارم

/ بازدید : ۴۳

چندسال پیش،ازهمون اوایل ورودم به مدرسه فرهنگ عکس دختری زیباتوجه من روبه خودش جلب کرد.اسمش رویادم نمیاد،فکرکنم مینابود،وتنهاچیزی که ازچهره اش یادم مونده اینه که انگارهمیشه اشک درچشمهاش لونه کرده بود.وقتی زندگی نامه اش راخوندم وعکس هایی روازکتابهایی که هرسال مادرش درروزرفتنش به کتابخونه مدرسه اهدامی کرددیدم،بیشتربهش علاقه مندشدم.دختری که برخلاف نخبه بودن،علوم اجتماعی روانتخاب کرده بود.اصلاانگارنمی شددوستش نداشت.خیلی دوست داشتم بیشترازش بدونم،تااینکه سال سوم دبیرستان مدرسه ماروبه مقبره ی شاه نعمت الله ولی برد.اونجا بودکه مقبره ی مینارودیدم وبه محل دفنش غبطه خوردم.گویاکه وقتی زنده بوده وبه مقام شاه نعمت الله ولی رفته به دوستش میگه:چه خوب که آدم اینجادفن شه،میون این همه درخت وپرنده...وبعدازفوتش باتلاش های فراوان موفق شدن که همونجادفنش کنن.

امشب که عکسِ بسیارفوق العاده ای ازشاه نعمت الله ولی که دوست عزیزگرفته بودن رودیدم،یادش افتادم.

یاداون دخترزیبا وآرزویی که برای مرگم دردلم نهاده بود.

راستش اینکه زیادبه مرگ فکرنمی کنم.ازبزرگترین ترس های زندگیم مرگه ،دوستش ندارم،باهاش کنارنمی آم،وازآدم هایی که به سادگی وراحت درموردش حرف می زنن تعجب می کنم اماهمیشه دوست داشتم اگرروزی نبودم وقراربودجایی دفنم کنند،کناردرختهاباشه،یک عالمه درخت بایک عالمه پرنده...

اصلادوست دارم کنارشاه نعمت الله ولی،کنارمینابه خاک بسپارندم.

اینگونه احساس می کنم که هنوززنده ام.انگارکه دوست دارم بعدازنبودن هم به زندگی چنگ بزنم،به زندگی وصل باشم...

اصلاکاش بشودبعدازمرگ تبدیل به درخت شوم،درخت همیشه سبز

اگرقرارباشدبعدازمرگ تبدیل به چیزدیگری شوم چه چیزی بهترازدرخت؟!

راستی اگردرخت شوم،به من پناه می آوری؟

۶ ۲
هاتف ..
۰۷ اسفند ۰۱:۱۵
برای من هم مرگ مساله بزرگیه . هیچ درکی ازش ندارم . برای همین هم هست برام خیلی بزرگ و شاید دردناک باشه . هیچ چیزی نمی دونیم و هیچ چیز نیستیم . علم خیلی پیشرفت کرده ولی هنوز هیچ دلیلی و هیچ نشانه برای بعد از مرگ کشف نشده .
اینکه بعد از مرگ چه اتفاقی می افته . کجا میرویم و چه می شویم . مثل سرما خوردگی نیست که آدم یک بار تجربه اش کرده باشه و بدونه سرما خوردگی چیه.
هیچ اطلاعاتی نیست ک برای همین شاید مرگ برای آدم های مثل من مخوف باشه
ولی یکی مثل من و تو زیاد بهش فکر می کنیم و یکی مثل خیلی ها از روش به سادگی رد میشن چون دوست ندارن بحث کنند و چیزی که می دونن می تونه دردناک باشه رو یاد آوری می کنند . مثل وقت هایی که اسم یک چیزی رو نمی آورند تا مبادا مثلا بحثی در موردش بشه . ولی چیز قابل حذف شدنی نیست . در نهایت همه با اون مواجه میشیم . از یک دنیایی وارد یک دنیای دیگه میشیم.

پاسخ :
درسته،فکربه بعدش خیلی ترسناکه
منم ازقضافقط جدیدازیادبهش فکرمی کنم واون هم به اینکه چیکارکنم بعدازمرگ هم زنده بمونم.
ولی ازمرگ می ترسم،خیلی زیاد،خیلی زیاد
جناب دچار
۰۷ اسفند ۱۲:۵۹
تبدیل نداریم
هنوز راه داری :)
پاسخ :
تبدیل که داریم بنظرم ولی 
راه چی؟
جناب دچار
۰۷ اسفند ۱۴:۰۰
راه پیشروی ...
پاسخ :
پیشروی درچی؟
هاتف ..
۰۷ اسفند ۱۶:۳۷
همه از مرگ می ترسند.
پاسخ :
ترسناکه واقعا
ولی من میشناسم کسایی روکه نمی ترسن
جناب دچار
۰۷ اسفند ۱۹:۴۳
در کمال :))
پاسخ :
راه که زیاده،زیاد...
:/
لیمو جیم
۱۸ اسفند ۲۲:۵۷
https://t.me/officialweblogramhttps://t.me/officialweblogram
بفرمایید
پاسخ :
متشکرم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان