قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم.

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم.

قصه هایم برای تو...
طبقه بندی موضوعی

غم مخور

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۵ ب.ظ

یکدفعه دراوج شادی وخنده به خودت می آیی ومی بینی که سوزنی ته قلب توهست که باهرصدای خنده ای قلب را زخمی می کند

می خواهم بگویم همین است؛فاصله ی کوتاهِ شادی تاغم رامی گویم.

آنقدرکوتاه که حتی وقتی غمگین می شوی،نمی دانی دقیقاازچه شادبوده ای؟ازچه راهی آمده ای؟کجاوچه چیزی راپشت سرگذاشته ای که حالاازشادی به غم رسیده ای!

همینقدرکوتاه،مثل خوابیدنِ دم صبح قبل ازکامل بیدارشدن

مثل بازکردنِ کادوتادیدنش 

مثل شنیدنِ یک حرف خوب اززبان یک دوست تاشک کردن به آن دوستی

مثل سردشدنِ چای داغ درهوای سرد 

مثل سردشدنِ دلت ازآدم ها،ازرابطه ها،ازمحبت ها بعدازاینکه داشتی بهشان ایمان

می آوردی

مثل شک بعدازایمان آوردن

مثل رهاکردن ورفتن بعدازمدتهاصبرکردن

همینقدرکوتاه،همینقدرکوتاه...

حالاکه دوباره غمگینم،آنقدرغمگین که هیچ چیزرهایم نمی کند،آنقدرکه هیچ چیزنجاتم

نمی بخشد,آنقدرکه هیچ چیزنوربرایم ندارد،آنقدرکه روی قفسه ی سینه ام سنگی عظیم سنگینی می کند وبرای گریه کردن منتظرکوچکترین تلنگرهستم.

حالادلم خواست دوباره همینجاکه شاهدشادی هایم بود،بنویسم که روزگاربریک قرار

نمی ماند،روزدارد،شب دارد.

حالاکه فاصله ی شادی تاغم این همه اندک است ,حتمافاصله ی غم تاشادی هم همینقدراندک است.

حالادلم میخواهدامیدوارباشم به شادی که قراراست به زودی بیاید،به نوری که درراه است،به حرفی که قراراست دلگرمم کند وآدمی که قراراست مرابشنود,که قراراست بشنومش,به خنده هایی که ازپشت گریه هاصدایش رامی شنوم.

حالادلم میخواهدایمان بیاورم به روزهای گرم بعدازشب های سرد...

من ازهمین حالاقامتِ بلندِ شادی هایم رامی بینم.

می بینم که بانرگسی دردست،چشمان خندان وآغوشی گشوده داردبه سویم

می آید،ودرحالیکه خورشیدرادردست دیگرش گرفته روی لبش می خواند:

دائماًیکسان نباشدحالِ دوران،غم مخور...

۹۶/۰۸/۲۹
عارفه ...

نظرات  (۱)

۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۳:۰۷ رضا سهرابی
سلام...
از طرفی به این فکر می کنم که ان مع العسر یسری...

از طرف دیگر خواستم بگویم دلبسته ی اندوه دامن گیر خود باش
کز عالم غم دلرباتر عالمی نیست...

و از همه ی این ها که بگذریم باید تا یادم نرفته بهتان بگویم که چقدررر خوب می نویسید....الحمدلله


با افتخار دنبال شدید
پاسخ:
ازیه طرف هی به خودم میگم آدم باغمهاش زیباترمیشه.
بله وازطرف دیگه که قطعاهمراه باسختی آسانی است.
یک آیه دیگه هم هست که خداوندگفته خداوندسرپرست مومنان است وآن هاراازتاریکی به سوی نورخارج میکنه...
ممنونم ازلطفتون...واقعاممنونم


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">