قصه هایم برای تو...

ازشب های خوب پاییز

/ بازدید : ۳۹
دیشب بادوستم درموردبلال وکوه حرف می زدیم.
گفتم حالاکه کوه نمی شودبلال رابایدبخورم.
رفتم وآقای مهربان به من دوتابلال داد,مغلوب شدم.
دوستم لایوبرایم فرستادازبلال خریدنش,ازاین حس اشتراک گذاری اش خرسندم.
امشب بایدثبت میشدوگرنه من حسرتش رامی خوردم.
۱ ۱
محمد سبحانی
۲۸ مهر ۰۳:۰۲
می زدیم،بخورم،شدم،خرسندم،خوردم.5 تا فعل خوب پس دیگری با هم اومدن. و اهنگ خوبی بین جمله ها برقرار کردن.ابتدا جمله اولی با دیشب و ابتدای اخری با امشب.جمله :اشتراک گذاری خرسندم"  کلمه اولی یه کلمه جدیده ولی کلمه دومی قدیمی.                                                                 

     جدیدا دارم به چیزی به نام زاویه دید فکر می کنم.این نظرم برای همینه.گاهی وقت با تغییر در زاویه دید به چیز های جالبی می رسیم.امتحان کنید.
پاسخ :
چقدرعجیب
بیشتربهش فکرمیکنم...ممنونم بخاطراین تفاوت نگاه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان