قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

دربندتوام..

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ب.ظ

همه ی ماآدما یه سری چیزهاداریم که به هیچ کس نمی گیم...

دلمون نمی خوادبنویسیمش ودرنهایت دلمون نمیخوادحتی به خودمون هم اعتراف کنیم...

هممون یه آدمایی رودوست داریم که به هیچ کس نمی گیم

یه سری کارهارودوست داریم بکنیم که هیچ جابیانش نمی کنیم

یه سری تجربه هاداریم که نمیریم برای کسی تعریفش کنیم

بعضی وقتاقلبمون میشکنه،ولی باطرف می گیم ومی خندیم وبه روش نمیاریم.

وبدترازهمشون عاشق یه آدمایی هستیم که نه به خودش میگیم،نه به هیچکس دیگه...حتی به خودمون هم می ترسیم اعتراف کنیم.

آدم می ترسه گرفتارشدن رواعتراف کنه

می ترسه 

ولی من گرفتارتم...گرفتار


۹۶/۰۶/۱۵
عارفه ...

نظرات  (۱)

بسیار عالی....
نوشته خودتونه؟
پاسخ:
بله
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">