قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

خوشی های کارِ خانه

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۵۶ ب.ظ

همینجورکه داشتم بادست راستم آشپزخونه روجارومی کشیدم وبا موبایل که به دست چپم بود،آهنگ شهرآشوب هایده روگوش می کردم،

این بیت به ذهنم رسید:

یک دست جام باده ویک دست زلف یار     رقصی چنین میانه میدانم آرزوست 

فقط نمی دونم کدومش زلف یاره؟موبایل یادسته ی جاروبرقی؟

می بینین ازبی زلفی کارمون به کجاکشیده؟؟؟

۹۶/۰۶/۰۵
عارفه ...

نظرات  (۳)

کامنت مریم
خخخخخ
پاسخ:
:)
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۵۸ مریــــ ـــــم
قطعااا جارو
:)))))
پاسخ:
منم نظرم همینه
تصورش بسه دیگه!
پاسخ:
تصورنکنیم چه کنیم؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">