قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم.

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم.

قصه هایم برای تو...
طبقه بندی موضوعی

کوگل واسه گلدون؟

پنجشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۵۵ ق.ظ
هایده داره میخونه:
آورده خبرراوی ،کوساغروساقی،دوری به سراومد،ازاوخبراومد
چشم ودل من روشن،شدکلبه ی دل گلشن،وا کن درایوون،کوگل واسه گلدون

آفتاب کم جونی پشت پرده هاست وبادکولرپرده هاروآروم تکون میده.
مامان دارن مواداولیه حضرت کتلت روآماده می کنن،خونه روتمیزکردیم والان کلی مشق برای نوشتن دارم؛ولی حسم خوبه ودوست ندارم ازروی مبل کنارتلویزیون بلندشم.
دوست دارم به صدای هایده گوش بدم که میگه:این لحظه ی دیداره،پایان شب تاره...
دوست دارم بهش ایمان بیارم ومطمئن بشم که پایان شب تارنزدیکه،دوست دارم بشینم وبه صدای زندگی گوش بدم.
آخرهای ۲۲سالگیمه،برام غمگینه،ولی دوست دارم بیشترقدرزندگیموبدونم.
توسرم هزارتافکره،هزارتارویا ولی بیشترازهمیشه آرومم.
غوغانکن ای دل،بشین آروم یه جابذارزندگی مونوبکنیم.
راوی بالاخره واسه ماهم خبرای خوب میاره‌،همونجورکه  واسه هایده اورد.
۹۶/۰۶/۰۲
عارفه ...

نظرات  (۱)

موفق باشید!
پاسخ:
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">