قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

قصه هایم برای تو...

بازمانده از گفتن ،برای رهاشدن می نویسم

آسمان آبی

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۹ ق.ظ

برداشت اول:
مشهدبودیم.قصدبرگشت به شهرمان راداشتیم ودرگرماوترافیک کوچه پس کوچه های شهردنبال راه فراری می گشتیم.ازآقایی سوالی پرسیدیم واوجوابی داد.به پشتوانه ی جواب درست اوتاآخرآن کوچه رارفته وبعدازاینکه بن بست بودن آن رادیدیم مجبوربه بازگشت شدیم وازجلوی همان مردگذشتیم.اگرشهرمشهدامام رضا_علیه السلام_رانداشت قطعاتاابدآن شهربا لبخندتمسخرآمیزآن مردوچهره ی اودرذهن من تداعی می شد.
برداشت دوم:
نائین بودیم ودنبال رستورانی خوب درشهرمی گشتیم.درخیابانی ازآقایی سوال پرسیدیم.آن آقاتاکنارشیشه ماشین آمد.سلام کردولبخندزدوآدرس دقیق دوتاازبهترین رستوران های شهرراداد،تادقایقی بعدهمه ازرفتارخوب آن آقاحرف میزدیم وحال خوشی داشتیم.نائین درکنارآسمان آبی اش آن مردمهربان ِ باادب رایادم می آورد.شهری بامردمان خوب...

همه جاترکیب خوب وبدداردوآدم های  خوب قطعابیشترند.اما می خواستم قدرت کلمات ورفتاررانشان دهم.درانتخاب رفتارتان،کلامتان،جمله هایتان حتی ایموجی هایتان دقت کنید.قدرت عجیبی دارند.خاطره های خوب وبدمی سازندحتی اگربدون منظوربه کارروند.
سعی کنیدخاطره ی خوب بسازیدباکلماتتان...

۹۶/۰۵/۰۵
عارفه ...

نظرات  (۲)

من خیلی آدرس دادنم خوب نیست
همیشه بعد از اینکه آدرس میدم میبینم که طرف گیجه و داره فقط نگاهم میکنه
پاسخ:
متاسفانه منم همینطورم...من خودم نصف آدرسارونمیدونم حتی...
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۰ مریــــ ـــــم
تو مگه تهرون نبودی؟؟
ینی مشهدی بودی؟
پاسخ:
این مال قبله دخترم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">